
سلام دوستای عزیزم..
روز ولنتاین رو بهتون تبریک میگم..

بازي
بازي فصل اول كتاب بازي زندگي و راه اين بازي است
در اين كتاب به ما ميگه زندگي بازي بزرگ دادوستد هر چي بكاري همون درو ميكني
يعني هر انچه از ادمي در سخن يا عمل اشكار شود يا بروز كند به خود او باز خواهد گشت و هر چه بدهد باز خواهد گرفت . اگر نفرت بورزد نفرت به او باز خواهد گشت اگر عشق ببخشد عشق خواهد ستاند اگر انتقاد كند از او انتقاد خواهد شد اگر دروغ بگوييد به او دروغ خواهند گفت واگر تقلب كند به او حقه خواهند زد در اين چند مورد فكر كنيد تا پست بعدي كوتاه مي نويسم كه بتونيد خوب فكر كنيد هم حوصلتون سر نره
با عرض پوزش از اينكه دير اپ كردم
اما حالا با مطالب جالبي از كتاب معروف چهار اثر از فلورانس اسكاويل شين كه سعي مي كنم هر بار خلاصه از مطالبش را به صورت خلاصه بنويسم.
اما نكته جالبي كه تو اين چند وقت فهميدم اينكه با اينكه ما همديگر را نه ديديم نه ميشناسيم ولي روي هم تاثير زيادي داريم روي همين امر من تصميم گرفتم مطالبم ارزش خواندن و وقت گذاشتن داشته باشه و البته قالب نصيحت نباشه اميدوارم شما هم با نظرات خود به من در اين راه كمك كنيد ابن وسيله نبايد فقط براي برقراري يك ارتباط باشه بلكه ميتونه به معني واقعي كلمه راهي براي افزايش اطلاعات باشه ما مي تونيم با هم راجع به كتابه جديدي كه خونديم يا حتي يك مسابقه فوتبال تبادل نظر كنيم فقط بايد بخواهيم از همين حالا اين نبايد فقط حرف باشه .
با همه نا مهربانان مهربانی کرده ام
همدلی هم اشنا هم زبانی کرده ام
بعد از این چرخ بازیگر امیدم نیست نیست
ان سرانجامی که بخشاید نومیدم نیست نیست
هدیه از ایام جز موی سپیدم نیست نیست
من نه هرگز شکوه ای از روزگار کرده ام
نه شکایت از دورنگی های یاران کرده ام
مهر غصه بر لبانم می فشارد استخوانم
ما ازموده ایم در این شهر بخت خویش
بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش
از بس که دست می گزم و اه می کشم
اتش زدم چو گل به تن لخت لخت خویش
دانستم خدای بر من اگاه است پسحیا کردم
دانستم روزی مرا دیگری نمی خورد پس ارام گرفتم
دانستم پایان کارم مرگ است پسبرای ان اماده شدم